تبلیغات
نماز - آداب نماز
چهارشنبه 11 آبان 1390

آداب نماز

   نوشته شده توسط: عماد دارایی    نوع مطلب :آداب نماز ،

حضور شاكرانه و عابدانه در برابر پروردگار، دلى پاك مى خواهد و نیّتى خالص، زندگى و رفتارى خداپسندانه مى طلبد و معرفتى عمیق و بصیرتى مكتبى. زبانى دور از گناه مى خواهد و چهره اى نیالوده به نافرمانى معبود. توجّه و حضور قلب در نماز، ادب لازم در این عبادت والاست.

امام صادق علیه السلام فرمود: هنگام نماز، از دنیا و آنچه در آن است ماءیوس شو، تمام هدف و توجّت به خدا باشد و یاد روزى باش كه در برابر دادگاه عدل الهى قرار مى گیرى. " 1 ".
رعایت آداب ظاهرى و باطنى و شرایط صحّت و قبول و كمال، عمل را مطلوب خدا مى سازد و نماز را شایسته صعود به درگاه خدا مى سازد.
آداب نماز، كه در قالب احكام نماز باید مراعات شود، در هر سه بخش نماز جارى است:
1. مقدّمات نماز، یعنى امورى كه باید قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت.
2. مقارنات نماز، یعنى اعمال و آداب متن نماز.
3. تعقیبات نماز، یعنى امور پس از نماز.

مقدّمات نماز

طهارت


نمازگزار، باید پیش از آن كه شروع به نماز كند ((وضو)) بگیرد. امام باقر علیه السلام فرموده است:
((لا صَلوةَ اِلاَ بِطَهُورٍ)) " 2 " نماز بدون وضو نماز نیست.
وضو، جزئى از ایمان است، نورانیت و صفاى درونى مى آورد، نشاطآور و كسالت زداست، به علاوه نظافت جسم را نیز همراه دارد. وضو، انسان را آماده نماز مى سازد. فیض كاشانى گفته است: یك مرتبه از مادّیت برخاستن و به معنویت سفر كردن دشوار است، امّا وضو، انسان را كم كم آماده مى سازد. " 3 ".
وضو، كفاره گناهان كوچك است و خوب است انسان در همه حال با وضو باشد و حتّى هنگام خوابیدن هم وضو بگیرد.
بى وضو دست زدن به خطّ قرآن و نام خدا و پیامبر و امامان حرام است. طهارت به منزله اجازه ورود به حضور خداست. البتّه طهارت، مراتبى دارد:
طهارت ظاهر، از نجاسات و آلودگى ها.
طهارت اعضا، از گناهان و جرایم.
طهارت روح، از مفاسد و رذایل اخلاقى. " 4 ".
لازم به تذكّر است كه گاهى طهارت لازم براى نماز، با غسل میسر است. كسى كه جنب باشد یا به دلیل دیگرى غسل بر او واجب شود باید غسل كند. در مواردى هم وظیفه نمازگزار، تیمّم بر خاك و زمین است، آنجا كه آب نباشد، یا ضرر داشته باشد، یا وقت براى غسل و وضو نداشته باشد، یا آب براى آشامیدن و حفظ جان لازم باشد و...
درباره هر یك از اَشكال وضو، غسل وتیمّم كه مصداق هاى ((طهارت))اند، مسائل متعدّدى در رساله هاى مراجع تقلید آمده است كه پرداختن به آن ها ما را از هدف این كتاب، دور مى كند.

لباس و مكان نمازگزار


در نماز، پوشش بدن لازم است. البتّه حدّ واجب براى مرد پوشاندن عورت است، ولى بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند و زن، باید تمام بدن (به جز صورت ودست و پا تا مچ) را بپوشاند.
لباس، باید پاك و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامه سفید پوشیده شود، انگشتر عقیق بدست باشد و از لباس هاى چرك و تنگ و سیاه و لباس افراد لاابالى كه از نجاسات پرهیز نمى كنند استفاده نشود.
مكان نیز باید مباح باشد. در جایى كه مال دیگران است، بى اجازه و رضایت نمى توان نماز خواند و رعایت این شرطها در نماز، هم مراعات ادب است و هم رعایت حق دیگران..
درباره مكان و لباس نیز مسئله فراوان است. (به رساله هاى عملیه رجوع شود)

شناخت قبله


نماز، باید به سوى قبله باشد، قبله ما كعبه مقدّس است. گرچه خدا در طرفِ خاصى نیست كه به او رو كنیم، هر طرف رو كنیم، خدا آنجاست ((اَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ)) ولى هم براى گرامیداشت خاطره ابراهیم، بنیانگذار خانه توحید، هم براى متوجّه ساختن دل به نقطه اى مقدس، هم براى هماهنگى و نظم عبادت كنندگان و نمازگزاران در جهت گیرى عبادى و هم براى اسرار دیگر، ماءموریم كه قبله نمازمان را ((كعبه)) قرار دهیم.
مسلمانان، اوایل به سوى ((بیت المقدس)) نماز مى خواندند. یهودیان زخم زبان مى زدند كه مسلمانان قبله ندارند و به سوى قبله ما عبادت مى كنند. پیامبر منتظر تكلیف الهى بود، فرمان رسید هر كجا هستید، روى را به سوى مسجدالحرام كنید. " 5 ".
این فرمان، این درس را مى دهد كه مسلمانان، باید متكّى به خود و مستقل باشند، حتّى در مسئله قبله و جهتِ نماز. از این رو، امّت اسلام، نماز و دعا و ذبح حیوان و حتّى خواب و خوراك را به سوى قبله انجام مى دهند، تا به موازات توجّه ظاهرى به كعبه، دل و جان انسان نیز جهت گیرى خدایى داشته باشند و همه جا و در همه حال، به یاد خدا و توحید باشند.
كعبه، هم یادگار ابراهیم و اسماعیل و محمّد صلى الله علیه و آله است، هم نقطه شروع حركت عاشورایى امام حسین علیه السلام و هم تكیه گاه امام زمان علیه السلام در قیام جهانى خویش خواهد بود.

اذان


اذان، شعار توحیدى مسلمانان است.
اذان، اعلام یكتایى خدا، رسالت حضرت محمد صلى الله علیه و آله ولایت على علیه السلام، رستگارى در سایه نماز، و ((تكبیر)) خداوند است. اذان، فریاد بر ضدّ معبودهاى خیالى، معرفى عقیده اسلامى، و شعار اسلام است.
نحستین مؤ ذّن اسلام، ((بلال حبشى)) بود كه با اذان او، مردم به نماز حاضر مى شدند " 6 " و مؤ ذن شدن او، دلیل اعتبار ((تقوا)) و ((ایمان)) در دیدگاه اسلام است، نه رنگ و قیافه و نژاد و ثروت!
اذان، هم فراخواندن امّت اسلام به شركت در نماز جماعت است، هم آماده سازى جان و دل براى ورود به ((نماز)).
وقتى طنین ملكوتى اذان در فضا مى پیچد، دل مؤ منان را به سوى خدا مى كشد و بر وحشت و خشم كافران مى افزاید.
مرحوم شهید نواب صفوى به یاران خود دستور داده بود هنگام ظهر و مغرب، هر كجا بودید، با فریاد بلند اذان بگویید. همین اذان ها وحشتى در دل ماءموران نظام طاغوت به وجود آورده بود. این گوشه اى از معناى حدیثى است كه مى فرماید: با صداى بلندِ اذان، شیطان عصبانى مى شود و فرار مى كند. " 7 ".
بى جهت نیست كه ((گلادستون)) سیاستمدار انگلیسى در پارلمان گفته بود: تا نام محمد صلى الله علیه و آله بر فراز مناره ها بلند است و تا كعبه پابرجاست و قرآن كتاب راهنماى مسلمین است، امكان ندارد سیاست ما در سرزمین هاى اسلامى استوار شود. " 8 ".
آرى... اذان، شعار باطل كوب و دشمن شكنِ توحید است.
ما نیز از عمق جان، على رغم خواسته مشركان و كافران امروزى در سراسر جهان، اعلام مى كنیم:
اللّه اكبر... اللّه اكبر... لا اله الاّ اللّه محمّد رسول اللّه...

مقارنات نماز

در محراب نماز


اینك، آماده ورود به متن نمازیم.
غیر از حركات ظاهرى نماز، كه هر كدام فلسفه و رازى دارد، و غیر از ذكرها و تسبیح هاى آن، كه هر كدام مفاهیم بلندى را در بر گرفته است، روح نماز، همان ((توجّه)) است. نمازگزار با اخلاص و آگاهِ به رمز و راز عبودیت، باید همواره و در تمام لحظات و فقرات نماز، بداند كه چه مى كند، در چه مقامى ایستاده است، با كه سخن مى گوید، طرف خطابش كیست و حرف و خواسته اش چیست.
این ((حضور قلب))، عنصر اصلى سازندگى نماز و ((یاد خدا)) است كه فلسفه بلند و عمیق نماز است.
آشنایى به مفاهیم جملات قرائت و ذكرها، و توجّه به معناى اعمال و حركات در نماز، زمینه ساز پیدایش خشوع قلبى و خضوع جسمى و توجّه باطنى به معبود یكتاست. با این تذكّر، وارد نماز مى شویم:

نیّت

سرفصل این عبادت و نخستین امر واجب در نماز، ((نیّت)) است. و...
نیّت، تعیین كننده ارزش هر عمل است.
اگر عبادتى، از جهت نیّت، خلل یابد و نمازگزار، دچار ریب و ریا گردد، كاراش بى نتیجه و عبادتش فاسد و رنجش بى اجر خواهد بود. بنا به اهمیّت نیّت و خلوص و جایگاه رفیع آن در هر عبادت و عمل، به ویژه در نماز، به بحثى نسبتا مبسوط درباره آن مى پردازیم.

نیت چیست


انگیزه آگاهانه نسبت به هر عمل ((نیّت)) آن است و در عبادت، این انگیزه باید خدایى باشد و نماز به خاطر رضاى الهى و در جهت تاءمین خواسته او و اجراى فرمانش و به قصد نزدیك تر شدن به خدا (قصد قربت) انجام گیرد.
اگر در عبادت و نماز، چنین نیّت خالصى وجود داشت، عامل قرب مى شود وگرنه جز دورى از خدا بازدهى ندارد.
نیّت، آگاهى و توجّه به عمل و هدف آن است. هدف نماز كه ((یاد خدا))ست باید همواره در دل و ذهن نمازگزار، زنده باشد و انگیزه هاى مادّى و غیر خدایى از جمله جلب رضایتِ مردم، ریا، خودنمایى و شهرت در دل و فكر، راه پیدا نكند.
در جادّه ها، راه پر خطر را علایم بیشترى مى گذارند. راه بندگى خدا هم، پر از انواع خطرهایى است كه عمل و فكر و نیّت را تباه و منحرف مى سازد. و از اینجاست كه در متون دینى و رهنمودهاى پیشوایان اسلام، تعابیرِ ((فىِ اللّه))، ((لِلّه))، ((فى سبیل اللّه)) و... فراوان به كار رفته است. در آیات قرآن، هفتاد بار كلمه ((فى سبیل اللّه)) (در راه خدا) درباره كارهایى همچون نماز، زكات، جهاد، هجر، شهادت، انفاق، به كار رفته است رنگِ ((الهى)) به هر كارى بخورد، آن را ارزشمند و جاودان مى سازد. " 9 ".
در سایه نیّت خالص، كار كم، زیاد مى شود. عمل كوچك، عظمت مى یابد، انفاقى اندك، پاداشى عظیم مى یابد، كار دنیایى و مادّى، به عملى اخروى و معنوى تبدیل مى شود.
اگر كسى عمرى در عبادت و روزه و جهاد و انفاق بگذراند، ولى نه بخاطر خدا، همه اش تباه است، و اگر دِرهمى انفاق، مرتبه اى جهاد، گامى كوچك، سجده اى كوتاه، براى خدا باشد، نزد خدا محفوظ است و از پاداش خدایى برخوردار.
امام صادق علیه السلام فرموده است: ((مَنْ اَرادَ اللّهَ بِالْقَلیِلِ مِنْ عَمَلِهِ، اَظْهَرَهُ اللّهُ اَكْثَرَ مِمّا اَرادَ، وَ مَنْ اَرادَ النّاسَ بِالْكَثیرِ مِنْ عَمَلِهِ اَبَى اللّهُ اِلاً اَنْ یُقَلَّلَهُ فِى عَیْنِ مَنْ سَمِعَهُ)) هر كه در كار اندك خود، هدف خدایى داشته باشد، بیش از آنكه خودش بخواهد، خداوند كار او را بیشتر جلوه مى دهد و هر كه از كار زیاد، جلب نظر مردم را بخواهد خداوند، كارهایش را در دید شنونده، اندك جلوه مى دهد.
دل ها به دست خداست و محبّت مردم نیز با اراده پروردگار است. اگر انسان، محبوبیّت و مودّت دیگران را هم بخواهد، باید از خداوند كه ((مقلّب القلوب)) است بطلبد.